حافظ

#حافظ خون شد دلم به یاد تو هر گه که در چمن بند قبای غنچه گل می‌گشاد باد از دست رفته بود وجود ضعیف من #صبحم به بوی وصل تو جان بازداد باد @molana6565

. ‏‎ #ظريف:ديگر هيچ وقت يك ايراني را تهديد نكن #روحاني: #جنگ با #ایران مادر جنگ هاست و #صلح با ایران مادر صلح هاست #ترامپ:هرگز #آمریکا را تهدید نکن . جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند #حافظ . قومی متفکرند اندر ره دین قومی به گمان فتاده در راه یقین میترسم از آن که بانگ آید روزی کای بیخبران راه نه آنست و نه این #خیام

در روان ما، میراثی است از گذشتگان و بخشی از این میراث، آن چیزی است که از قله های ادبیات این فرهنگ در ما به جا مانده است. در پیچ و خم روزگار، به دلایلی که نمیدانیم چرا، گاهی یکی از آنها از دوردست تاریکی سر برون می آورند و چند مدتی ما را این سو یا آن سو می کشند. گاهی همچون فردوسی روحیه حماسه پیدا میکنیم تا مگر ذره ای زندگی را از دل مرگ محتوم بیرون بکشیم، دمی چون خیام بدنبال راهی هستیم که لحظه های گذرای زندگی را کش دار کنیم، برخی اوقات مولانا بر ما سایه می افکند و در آرزوی بازگشت به آن عدم نخستین هستیم، زمانی دیگر مانند سعدی در جستجوی درآمیختن با مردمان و عشق ورزی به آنان، و وقت هایی همانند حافظ زندگی را در عشق جستجو میکنیم و دنیا را در قالب زبان می نگریم. فرصتی دست داد تا درباره ردپای غرایز مرگ و زندگی در آثار این بزرگان، با دوستان مان در موسسه فرهنگی فردای پارس، گفتگو کنیم. #روانکاوی #ادبیات #فردوسی #خیام #مولوی #سعدی #حافظ #ناخودآگاه #خسرو_شایگان

#حافظ الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد مرا روزی مباد آندم که بی یاد تو بنشینم #میثم_سلطانی

0 پیشاپیش شادباش میلاد تقدیم به ساحت هشتمین دلیلِ روشنِ جان علی بن موسی الرضا علیه السلام 1 ساقیا، مژده بده، باده ی رنگین آمد قدمت خیر، که خورشید به پایین آمد مصرعی خلق شد و شعر به تضمین آمد سحرم، دولتِ بیدار به بالین آمد گفت: برخیز، که آن خسروِ شیرین آمد 2 پیرِ ما، باده ی این دیده ی جان، کرده حرام تا به سوی تو کنم، مقصد و مقصود و مرام رامِ ما باش، که دل واله شود، رام و غرام(2) قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام تا ببینی، که نگارت به چه آیین آمد 3 سخنِ هیچ مگو، پرده زِ لفّافه گشای تار و پودِ دلِ سرگشته، از این بافه گشای حقّه، از شایعه ی گمشده ی یافه(3) گشای مژدگانی بده، ای خلوتیِ نافه گشای که زِ صحرای ختن، آهوی مُشکین آمد 4 شورِ شیرین، سخنی در دهنِ ساز آورد لب، خرامان شد و صد نغمه به یک ناز آورد دلِ ما را، به هوایِ تو به پرواز آورد گریه، آبی به رخِ سوختگان بازآورد ناله، فریادرسِ عاشق مسکین آمد 5 جان، اسیرِ لبِ مستانه ی خندان رویی ست غمزه اش، منبعِ پنهان شده ی نیرویی ست کیمیای نگهش، بیش، زِ هر دارویی ست مرغِ دل، باز هوادارِ کمان ابرویی ست ای کبوتر، نگران باش، که شاهین آمد 6 نیستم، نیست، که او هست، که دلداده هموست دلِ سرگشته ی ما، شاد، زِ یک خنده ی اوست کشتیِ جان و دلم، بسته به این رشته ی موست ساقیا، می بده و غم مخور، از دشمن و دوست که به کامِ دل ما، آن بشد و این آمد 7 سردیِ خشکِ زمستان ببرد، صبرِ بهار دانه ی دل شکند، سختیِ استبرِ بهار اختیاری نبود، تا برسد، جبرِ بهار رسمِ بدعهدی ایّام، چو دید، ابرِ بهار گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد 8 کیست؛ کو درک کند، رقصِ سماعِ سنبل؟ مرتضی، فاش نگوید، همه زیباییِ گل که بسی راز نهانست، درونِ گل و مُل چون صبا، گفته ی حافظ بشنید، از بلبل عنبرافشان به تماشای رَیاحین آمد 0 ====================== 0 مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI 22 خردادماه 1397 / تهران متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است : https://t.me/ismaeili1 http://instagram.com/ismaeili پی نوشت : 1- مخمس غزل 177 از غزلیات حضرت حافظ 2- غرام؛ عشق و شیفتگی 3- یافه؛ یاوه، بیهوده و گمشده 4- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است . #مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعر_پارسی #غزل #شعرغزل #مخمس #حافظ #لسان_الغیب #شعرعاشقانه #شعر_عاشقانه #عاشقانه #غزلیات #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #سعید_حمیدیان #امام_رضا #نه_به_سرقت_ادبی #شرح_شوق #عاشقی_به_اختیار

صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است وقت گل خوش باد کز وی وقت میخواران خوش است از صبا هر دم مشام جان ما خوش می‌شود آری آری طیب انفاس هواداران خوش است ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد ناله کن بلبل که گلبانگ دل افکاران خوش است مرغ خوشخوان را بشارت باد کاندر راه عشق دوست را با ناله شب‌های بیداران خوش است نیست در بازار عالم خوشدلی ور زان که هست شیوه رندی و خوش باشی عیاران خوش است از زبان سوسن آزاده‌ام آمد به گوش کاندر این دیر کهن کار سبکباران خوش است حافظا ترک جهان گفتن طریق خوشدلیست تا نپنداری که احوال جهان داران خوش است #حافظ #شعر #شاعر #ادب #ادبی #ادبیات #خط #خطاط #خطاطی #خوشنویس #خوشنویسی #عکس #تصویر #نستعلیق #تذهیب #محسن_گل_محمدزاده #poetry #poet #literature #Politeness #Literary #Calligraphy #photo #picture

پیراشکی های ویژه خانمی ... #پیراشکی #خوشمزه #کیفیت ❤❤❤❤❤ با نصب اپلیکیشن های چیلیوری ریحون اسنپ فوود می توانید در محدوده های #هاشمیه #وکیل_آباد #هفت_تیر #صیاد_شیرازی #لادن #حافظ #برونسی #فکوری #دانشجو #دانش_آموز #دندانپزشکان #فارغالتحصیلان #معلم #قانع با ثبت سفارش از محصولات ما استفاده نمایید . 👩‍🍳👩‍🍳👩‍🍳👩‍🍳👩‍🍳👩‍🍳👩‍🍳👩‍🍳👩‍🍳👩‍🍳 #سیب_زمینی_خانمی #اسنپ #اسنپ_فود #سوریلند #مشهدیها #کیفیت #قیمت #ریحون #چیلیوری

حضرت #حافظ نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی بگو که جان عزیزم ز دست رفت خدا را ز لعل روح فزایش ببخش آن که تو دانی من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب است اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی امید در کمر زرکشت چگونه ببندم دقیقه‌ایست نگارا در آن میان که تو دانی یکیست ترکی و تازی در این معامله حافظ حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤ حضرت #سعدی ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی مرا مپرس که چونی به هر صفت که تو خواهی مرا مگو که چه نامی به هر لقب که تو خوانی چنان به نظره اول ز شخص می‌ببری دل که باز می‌نتواند گرفت نظره ثانی تو پرده پیش گرفتی و ز اشتیاق جمالت ز پرده‌ها به درافتاد رازهای نهانی بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی چو پیش خاطرم آید خیال صورت خوبت ندانمت که چه گویم ز اختلاف معانی مرا گناه نباشد نظر به روی جوانان که پیر داند مقدار روزگار جوانی تو را که دیده ز خواب و خمار باز نباشد ریاضت من شب تا سحر نشسته چه دانی من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم تو می‌روی به سلامت سلام من برسانی سر از کمند تو سعدی به هیچ روی نتابد اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

. . همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی ... #حافظ #فریده_معصومی #مجسمه #مجسمه_ساز #استخوان_و_سنگ

. نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت که زخم های دل خون من علاج نداشت تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم که آنچه داشت شقایق به سینه کاج نداشت #فاضل_نظری @s_absavarak @s_absavarak @s_absavarak . #شعر #شعر_نو #غزل_فارسی #شعر_غزل #شعر_عاشقانه #حافظ #سعدی #شهریار #خیام #دیالوگ_ناب #دیالوگ_ماندگار